تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
107
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
طرف و آن طرف غير متناهى فرض نماييم . پس اگر چنين گفتيم حدوث عالم ثابت شده و هر دو قاعده را مىتوان احراز كرد . قاعدهء حدوث زمانى عالم كه مورد اتفاق ملّيون است ، مىگوييم اتفاق درستى است و از آن طرف هم كه گفتيم و لو عدد ما لا نهاية له باشد باز حدوث سر جاى خود هست . اين است كه قاعدهء « دوام الفيض على الفيّاض » سالم مانده و به حرف يهود تفوّه نكرده و نمىگوييم « يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ » ؛ « 1 » كه زمانى بوده كه خدا چيزى نيافريده و در عالمِ چُرت بوده و بعدها از چرت به هوش آمده ، تأملى كرد كه موجوداتى بيافريند . و البته نمىتوان به اين حرف تفوّه كرد و قائل به انقطاع فيض شد ؛ زيرا از مستلزمات انقطاع فيض ، حدوث خداوندى است و نيز از مستلزمات آن ، راه يافتن جهت امكانى به ذات اقدس است تعالى اللّه عنهما . بنا بر اين اگر كسى مانند آخوند رحمه الله هميشه ندا به حدوث عالم بلند كند « 2 » و لكن مخالفين از اين ندا چشم بپوشند و بگويند او قائل به قدم عالم است و بعد تكفيرش كنند ، انصاف را از دست دادهاند . هذا كلّه على طريقة اخواننا المتجددين . و اما بنا بر طريقهء قدما كه از تصورات بطلميوس « 3 » بدون برهان تبعيت كرده ، « 4 » و كأنّه خواب او را مسلّم پنداشته و هر جا آيه يا روايتى هم بر خلاف آن باشد آن را تأويل كرده و با خواب او موافقت مىدهند . حرف او اين است كه : زمين مركز عالم است و كرهء هوا محيط بر كرهء ارض و كرهء
--> ( 1 ) - مائده ( 5 ) : 64 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : اسفار ، ج 5 ، ص 194 - 246 و ج 7 ، ص 289 . ( 3 ) - وى در دوران ادريانوس و انطيتوس بوده و در همان روزگار ستارگان را رصد كرده و كتاب مجسطى را براى يكى از اين دو نفر نگارش داد . او نخستين كسى است كه اسطرلاب كروى و آلات نجومى و مقياسهاى رصدى را ساخت و علم هندسه را از قوه به فعل درآورد . از كتابهاى اوست : مجسطى ، الاربعه ، المواليد ، الحرب و القتال ، استخراج السهام ، المرض و شرب الدواء ، اقتصاص احوال الكواكب ، جغرافيا فى المعمور و صفة الارض ، الثمرة و ذوات الذوائب . ( 4 ) - رجوع كنيد به : شرح اشارات ، ج 3 ، ص 212 - 213 ؛ شرح منظومه ، بخش حكمت ، ص 267 .